به گزارش شهرآرانیوز؛ ترانه «ای ایران» را همه با نام خواننده آن غلامحسین بنان میشناسند. افرادی که با موسیقی سنتی آشنایی بیشتری دارند آهنگساز آن روحالله خالقی را نیز به خاطر میآورند. اما کمتر کسی است که نام ترانهسرای آن حسین گلگلاب را بداند.
از قول گلگلاب آوردهاند: «بعد از اشغال ایران توسط متفقین، یک روز از خیابان هدایت رد میشدم که دیدم یک سرباز آمریکایی یک بقال ایرانی را کتک میزند. خیلی ناراحت شدم و به انجمن موسیقی خالقی رفتم. بیاختیار شعری درست کردم. خالقی هم برای آن آهنگی ساخت که شد همان سرود معروفای ایران که بنان آن را خواند.».
اما هما گلگلاب دختر حسین گلگلاب در فیلم مستند «ای مرز پر گهر» این روایت را درست نمیداند.
دکتر علی غضنفری هم نظری مشابه هما گلگلاب دارد: «استاد گلگلاب یکباره و ناگهانی این قطعه را نسروده است. در ذکر و فکر استاد گلگلاب و سایر کسانی که چنین سرودههایی سرودهاند دائم عزت و سربلندی و افتخار ایران و ایرانیان موج میزده است.»
وی دلبستگی ملت ایران به این سرود را بینظیر میداند: «من کشوری را سراغ ندارم که در آن یک سرود ملی اینسان مورد توجه و احترام باشد و مردم این گونه با آن عجین باشند. برخی تنگنظران البته ایراد میگیرند که چرا عدهای هنگام شنیدن این سرود به پا میخیزند. این بدیهی و طبیعی است که انسان برای احترام بپاخیزد. مثل اینکه فردی وارد مجلس شود و دیگران به احترام وی از جا بلند شوند.»
به گفته غضنفری، در سرزمینهای دیگر قهرمانهای ملی وجود داشتهاند و برایشان سرود هم ساختهاند یا خود این قهرمانان ملی اثری باقی گذاشتهاند که مورد توجه مردم است. اما نه با این نکوداشت بیمانندی که در ایران در باب سرودای ایران شاهد آن هستیم.
غضنفری به ترانه مرغ سحر هم اشاره میکند: «ترانه مرغ سحر گرچه یک سرود ملی نیست ولی ببینید چند خواننده مشهور آن را اجرا کردهاند. من در چندین کنسرت خوانندگان مطرح که شرکت کردم آخر کار مردم فریاد کشیدند مرغ سحر، مرغ سحر. درست مانندای ایران که استاد فرهاد فخرالدینی در پایان کنسرتها رو به مردم میایستاد و ارکستر هم سرودای ایران را مینواخت و مردم آن را میخواندند.»
حسین گلگلاب کیست؟
وی فرزند مهدی مصورالملک نقاش مشهور دوران قاجار بود. اگر از حسین گلگلاب به عنوان انسانی چند بعدی نام بریم سخنی گزاف نگفتهایم. وی نوازندگی تار و سه تار را نزد میرزا حسینقلی و درویش یاد گرفت. با افتتاح مدرسه وزیری از نخستین شاگردان مکتب وزیری شد.
گلگلاب زبانهای فرانسه، انگلیسی، عربی و روسی را میدانست. همین تسلط باعث شد که وی بیش از ۵۰ نمایشنامه را به فارسی برگرداند.
در سال ۱۳۰۱ از رشته قضایی و علوم سیاسی فارغ التحصیل شد. ۱۳ سال بعد هم به درجه استادی دانشکده پزشکی تهران رسید.
در همین سال عضو فرهنگستان ایران شد و موفق شد واژههای فارسی بسیاری را در زیست شناسی و گیاهشناسی جایگزین واژههای بیگانه کند. کلماتی، چون گلبرگ، پرچم، قارچ، جلبک و کاسبرگ از ابداعات وی است.
روحالله خالقی در اشاره به همین جامع الاطراف بودن گلگلاب گفته است: «اطبای قدیم دارویی درست میکردند که خاصیتهای متعدد داشت و آن را معجون مینامیدند. به راستی گلگلاب را هم میتوان معجونی از علم و فضل و هنر دانست؛ چیزی نیست که او نداند. تصور نمیشد که یک مرد عالم فیزیکدان، شیمیدان، ریاضیدان، نباتشناس و سنگشناس؛ شعر هم بگوید. ولی او استعداد فوقالعاده داشت، وقتی شعر هم میگفت به خوبی از عهده آن برمیآمد. چه کسی بود که آن قیافه خندان، آرام، ساده، بیتظاهر و آن اخلاق عالی را در مرد بزرگی، چون استاد گلگلاب ببیند و مجذوب و مفتون چنین شخصیت ممتازی که به ندرت در بین مردم خاکی ظهور میکند نگردد.»ای ایران چگونه مشهور شد؟ای ایران ابتدا با همخوانی گروه کر در سومین برنامه از برنامههای انجمن موسیقی ملی در دبستان نظامی اجرا شد.
روحالله خالقی میگوید: «سرودای ایران که تحت تاثیر اوضاع زمان ساخته شده بود اولین بار در این کنسرت شنیده شد و آن قدر در شنوندگان حسن اثر بخشید که چندبار تکرار آن را خواستار شدند. در آن وقت کشور ما را قوای انگلیس و روس و آمریکا اشغال کرده بودند و جنگ بینالملل دوم هنوز دوام داشت. تظاهرات ملی نمیشد، زیرا وضع آماده نبود.
ولی آهنگ و شعر این سرود، احساسات ملی را سخت برانگیخت و مخصوصا در مقابل خارجیان از طرف ایرانیان تظاهرات بیشتری شد و اولین ضربهای بود که به طور غیرمستقیم بر پیکر ارتش خارجی که ناخوانده مهمان ما بودند، زده شد. آهنگ این سرود با آن تاثیر موجب شد که وزیر فرهنگ، هیات نوازندگان را به مرکز پخش صدا فرستاد و صفحهای از سرود ضبط شد که همه روزه از رادیو تهران پخش شد. هنوز هم که این سطور نگاشته میشود همین سرود روزی یکبار از رادیو شنیده میشود.»
منبع: ایرنا